محفل ادبی گلستان|ادبیات و روانشناسی

ادبیات روانشناسی آذرباکس آذرباکس

نوشته های تازه

تنهایی دره یا قله ، فرامرز فرحمهر

من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را حس کنم، تنهایی مانند شبحی همراهم بود، گاهی با شیطنت های کودکانه به شانه ام می زد و پشت درخت های انار پنهان می شد! و گاهی کفش هایم را هم پنهان می کرد تا از خانه بیرون نروم و کنارش

تنهایی ، فرامرز فرحمهر

بمانم ، من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را درک کنم! به مرغ هایم غذا می دادم، با سگ هایم حرف می زدم و گربه هایم را به آغوش می کشیدم، با توپ پلاستیکی دولایه ام، به دیوار شوت می زدم و با چرخم، تمام سر پایینی های محل را، طی می کردم و می خوردم زمین، پوست پاهایم می رفت تنهایی بغلم

ادامه ...
گفتگو با آدمی درونی ، پونه مقیمی

اگر میتوانستم تو را از غمها دور نگه میداشتم و کاری میکردم که هیچگاه اشک از چشمانت سرازیر نشود مگر برای خنده های بدون وقفه، اگر میتوانستم تو را از سختی ها دور نگه میداشتم و دنیا را همیشه به کامت میگرداندم ، اگر میتوانستم کاری میکردم

اگر میتوانستم ، پونه مقیمی

که هیچگاه ناامید نشوی، اگر میتوانیتم خیلی کارها برایت میکردم، اما نمیتوانم. من نمیتوانم دنیا و قوانین دنیا را تغییر دهم، نمیتوانم کاری کنم که پیر نشوی، که طرد نشوی، که اشتباه نکنی که آسیب نبینی! من هیچگاه نمیتوانم، شبیه یک احمق با تو برخورد کنم و به تو بگویم همه چیز درست میشود من نمیتوانم

ادامه ...
جنگ یا پذیرش، خودتان انتخاب کنید

ما به دنیا نیامده ایم که با آدم ها در رابطه هایمان بجنگیم، ما به دنیا آمده ایم که آدم ها را با تمام نقض هایشان بپذیریم! دنیا محل جنگ نیست، محل پذیرش است! پذیرش تفاوت ها و نقص ها! و گاهی این پذیرش انقدر سخت میشود که بسیاری از آدم

جنگ یا پذیرش

ها ترجیح میدهند بجنگند، تا مجبور به تحمل پذیرش نشوند. به هر حال در بسیاری از ما خشمگین بودن راحت ترین راه حل است، چون در خشم خیلی لازم نیست چیزی را بپذیریم و در حمله کردن خیلی لازم نیست منطقی به نظر برسیم ، تکرار میکنم، چون در خشم خیلی لازم نیست چیزی را بپذیریم

ادامه ...


متن ترانه های ویگن

 متن آهنگ دربسته

 افتاده ام از مستی در کوی سرگردانی
 اینک من و از هستی این بی سر و سامانی
 این ره ندارد پایان میدانم و میدانی
 تا کی دل از من سوزد در سینه ی ناشادم
 تا کی برد موج غم بر آسمان فریادم
 دیگر نمیخواهد دل سوزد ز درد دیرین
 نفرین به عشقم نفرین نفرین بر این غم نفرین
 دیگر نمیخواهد با دیده ی گریان راهه وفا جوید حیران و سرگردان
 دیگر نمیخواهد افسرده و خسته غمگین نظر دوزد بر این در بسته

 متن آهنگ گل پرپر

 چو رفتی و شدم تنها روم به جانب صحرا
 مگر چو این دل سوزان شقایقی کنم پیدا
 گلی که همچو من تنها فتاده در بیابانها
 به خانه آرم از صحرا به خانه آرم از صحرا
 با نامه به کویت فرستم پرپر شده سویت فرستم
 چو نامه ی مرا خوانی جانم حدیث عشق من دانی دانم
 چو بنگری به گل داغی از غم به خاطر تو می آید داغم
 شاید چو بیایی ز سفر بینم رخ تو بار دگر

 متن آهنگ فریاد انتظار

 یه شب که آسمون از غم سیه پوش و پریشونه
 یه شب که چشمه آهسته توی سبزه میخونه
 یه شب که مو به مو بسته سر زلف پریشونت
 شاید اشکی به یاد من بریزه از چشمونت
 یه شب که تار گیسویت پیچد بر تار گیتارم
 شاید به گوش تو آید فریاد انتظارم
 یه شب که آرزوهایم گیرد رنگ فراموشی
 آن شب دور از تو میمیرم در دنیای خاموشی

 متن آهنگ بی سرانجام

 در حریر گیسوانت دل زمانی خانه میکرد
 شکوه ها از بی قراری با من دیوانه میکرد
 با نگاه تو نگاهم روزگاری آشنا بود
 در سکوت مبهم ما بی صدا فریاد ما بود
 میشکفت از خنده ی تو صد چمن گل در خیالم
 از دو چشم مست تو هر شب میشد افزون شور و حالم
 هر سحر با یادت از خواب چشم خود را میگشودم
 روزگاری با خیال تو عاشقی دیوانه بودم
 ای دو چشم مست شهلای که تو را
 دیده ام هر روز و هر شب همه جا
 بعد از این ناز تو دیگر نکشم
 میکنم خود را ز دام تو رها
 ای سراپا نقش دامی ای سراسر بی وفایی
 حیف از آن احساس پاک من با تو حیف از آشنایی

 متن آهنگ قهر و آشتی

 تو قهری و من آشتی جای آشتی نذاشتی
 نه محبت کردی با من نه سر یاری تو داشتی
 تو سیه گیسو فتنه گری ز دل عاشق بی خبری
 تو بگو جز آزار دلم چه بری از قهرت ثمری
 به خدا محو صفای توام محو چشم زیبای توام
 چه کنم من دیوانه ی آن قهر و ناز بیجای توام
 اینهمه ناز بیجا کاشکی نمیداشتی
 عشوه افسون با ما کاشکی نمیداشتی
 خشم تو بیجا قهر تو زیبا دامن دلها گرفته
 زلف سیاهت آن رخ ماهت راه تماشا گرفته

 متن آهنگ حضرت آدم

 آره من عاشقتم کیه که عاشق و شیدای تو نیست
 آره من اسیرتم کیه که اسیر چشمای تو نیست
 تو نگاه کن زیر پات دل من خاک سر راته هنوز
 یه پریشونه واست یه پریشون که نداره شب و روز
 حضرت آدم اگه تو رو میدید دیگه حوا رو نمیخواست
 تو دو تا چشم سیات خونه میکرد دیگه دنیا رو نمیخواست
 نمیگم فدات بشم واست این حرفا کمه
 به زیارتت میام توی چشمات حرمه
 میرم اسفند میارم واسه تو دود میکنم
 نکنه یه وقت بگی عاشقم بد قدمه

 متن آهنگ حلقه ی گل

 تو چون گل نورسی من باغبانت
 تو سبزه ی خرمی من سایه بانت
 تویی چو شاخه ی گل منم گیاهی
 کنون کشیده دامن به آستانت
 کنون کبوتران یک آشیانیم
 دو مرغ آشناییم دو مهربانیم
 از این سحر تا اون سحر به چشم هم نظر کنیم
 میون کوه و دشت و در نظر به همدگر کنیم
 روی سبزه صفا کنیم از دل خود گذر کنیم
 خوش آن که دامنی ز گل ریزم به روی دامنت
 خوش آن که حلقه ای ز گل بیفکنم به گردنت
 چه خوش که ما دو غنچه ی یک شاخه بودیم
 به خنده همچو گل به هم لب میگشودیم

 متن آهنگ دل غافل

 دلم ای دل غافل نذار تنها بمونی
 دیگه چشماتو واکن ببین رفته جوونی
 میخوام بیست ساله باشم میخوام سی ساله باشم
 میخوام وقتی بهاره گل امساله باشم
 چه زود میرسه سرمای زمستون
 میاد برف رو گلا رو میپوشونه
 دیگه هیچی حنام رنگی نداره
 همین موی سفیدم یه نشونه
 چقدر خاطره از عشق تو این موی سفیده
 بازم دل میشه عاشق همینم یه امیده
 میخواستم که منم اهل دیاری که باغاش گل و بلبل داره باشم
 دوباره مثل روزای جوونی یه خوشبخت و یه آتیش پاره باشم

 متن آهنگ برگ خزان

 سر کنم ای برگ خزان با تو قصه ای کهن
 در این قصه ی کهن نکته ای بود نهان که بسوزد دل من
 ناله ها ای برگ خزان خیزد از دهان من
 بر خاک افتادی و کس پی همدردی تو نکند رو به چمن
 تو همچون من چهره ای افسرده داری
 تو همچون من بی نصیب و خواری

 متن آهنگ راز دل

 میرقصد همه شب با آهنگ نسیم تصویر تو در نگاهم
 نور خاطره ها تابد بار دگر بر این شبهای سیاهم
 هر شب به مستی ساز دل من آرد به لبها راز دل من
 آن یادگاران گمگشته دگر بر خاطره زمانه
 در این شب غم تنها شده ام با عشق جاودانه
 باشد همه شب چشمم به رهت شاید یک شب بیایی
 تا خنده زند بر چهره ی ما گلهای آشنایی

 متن آهنگ صدای گریه

 بغض پاییزی ابرم بغض یک غروب غمناک
 شاهد شکستن من قطره ی بارونه رو خاک
 غربت هر چه غروبه غم هر چی ابره دنیاست
 کوله باره این غریبه جاده ی در به دری هاست
 میون تنهای دنیا شده تنهایی نصیبم
 کاشکی بودی و میدیدی اینجا بی تو چه غریبم
 کاش میدونستی که بی تو مرگ تدریجیه هستیم
 یاد تو تنها رفیقه توی هشیاری و مستیم
 من هوای گریه کردن تو صدای گریه ی من
 یاور خوب و نجیبم بی تو من خیلی غریبم
 بی تو هر لحظه یه قرنه هر نفس زخم کشنده
 تنها با گفتن اسمت رو لبام میشینه خنده
 آخ که این فقط یه لحظه است بعد از اون های های گریه است
 جای هر آوازه اینجا هر صدا صدای گریه است

 متن آهنگ کاشکی

 کاشکی تو را چون گل از شاخه میچیدم
 می بوییدم از شوق وانگه میبوسیدم
 کاشکی چون آینه روبه رویت بودم
 کاشکی همچون شانه بر گیسویت بودم
 چه خوش آن پیاله دادن تو بهر خنده لب گشادن تو
 دل من در این میانه شکست به خدا به وعده دادن تو
 بازآ زین پس وفا کنیم شوری به پا کنیم
 بانگ نشاط ما خیزد به آسمان ها

 متن آهنگ دام گیسو

 بر شانه چون زلف پریشانت ریزد عطر بهشتی بر گریبانت ریزد
 زلف سیاهت ریزد به دوشت چون عشقم افتد در پشت گوشت
 کم شانه زن بر حلقه ی مویت جانا ترسم هزاران دل به دامانت ریزد
 شد بسته عمرم بر تار مویی دیگر چه خواهی دیگر چه جویی
 آه سر زلف تو بوسه زند سر و روی تو را
 دل عاشق خسته فتد به کمند بلا
 مه روی تو جلوه زند شب تار مرا
 پس از این نشود دل من دگر از تو جدا

 متن آهنگ بی خبر از عشق

 نه یاری تا کنم در زندگی عشقش بهانه
 نه اسمی تا که من از سوز آن سازم ترانه
 دل من خواهد از من تا همه دنیا بگردم
 مگر پیدا کنم در عالم از عشقی نشانه
 ز خاموشی شود افسرده جانم گرفته سر به سوی آسمانم
 که سوزان دلم از غم خدایا دل بی غم نمیخواهم خدایا
 زمانی سینه ام کاشانه ی عشق و صفا بود
 چو روی یار من آیینه ی لطف خدا بود
 کنون آیینه ام از کینه ی دنیا شکسته
 که یارم در بر آیینه ای دیگر نشسته

 متن آهنگ غریق

 طوفان در دریا غوغا میکرد بیدادی بر کشتی ها میکرد
 دست ناخدا بر آسمان هراسان خدا خدا میکرد
 ناله های جانها زاری و فغانها میشکست آوای طوفان را
 در میان ناله ها دلداده ای رسوا در قلب امواج طوفان زا
 بی خبر دست و پا میزد معشوقش را صدا میزد
 که عشق من لیلا لیلا باز آ به سوی من باز آ
 در آن سوی دریا گیسوهای لیلا گشته بود افشان به روی آب
 آن سینه ی بازش با یک جهان رازش میپیچیدند در دام گرداب
 بی خبر گویی از خوابش عاشقی میداد آوازش
 که عشق من لیلا لیلا آخر کجا رفتی باز آ

 متن آهنگ عیادت

 در شب بیماری من آنکه چون بختم رمیده
 می رسد از ره پریشان چاک پیراهن دریده
 می نشیند در کنارم گویی بنشیند سپیده
 سر به بالینم گذارد چون شاخه ی گل خمیده
 آنکه برده رنج بسیار از پی آزردن من
 این زمان لرزد دل او از خیال مردن من
 گویم ای مه تا سپیده بمان از وفا بنشین کنارم
 گو چه حاصل گر نشینی بعد مرگم بر مزارم
 گویمش ای نازنینم خوش نشستی در کنارم
 کرده ای از من عیادت ای طبیب غم گسارم
 سر به بالین تو امشب سوزد از آتش لب من
 اشک چشمانت ببارد ژاله ها بر دامن من

 متن آهنگ شاید بیایی

 شاید بیایی شاید ببینی رنج شبهای انتظار من
 آنگه بخوانی از چهره ی من رازی از دل بی قرار من
 شاید صدای تو آن خنده های تو بشکند سکوت شب های مرا
 شاید از دیدارت چشم افسون کارت آورد لبخندی لبهای مرا
 تا هست یکشب تنها آخر ای آرزویم در پی جستجویم
 پر گشایی به سویم گیسوی تو ریزد روی گلها در بستر من
 باید یکشب آخر زیر نور ستاره مهربان تر بشینی
 در کنارم دوباره دست تو می بریزد در ساغر من

 متن آهنگ نازنین

 دوست دارم نازنین با من برقص نازنین
 چشمای تو نازنین راهمو بست نازنین
 تو دلبر با نمک و شیرینی رو حلقه ی خوبا مثل نگینی
 مثل یه شاخه گل تو بوسه ی باد
 چه خوب میرقصی چه به دل میشینی
 نازتو بنازم که به چشم دلم فقط تو زیبایی تو نازنینی
 کاشکی فقط دنیا بود و من و تو یه کلبه ی تنها بود و من و تو
 وفا بود و صفا بود و من و تو فقط خود خدا بود و من و تو
 کاشکی بمونی به همین شیرینی رو حلقه ی خوبا مثل نگینی

 متن آهنگ جلوه ی قمر

 گل پیش روی تو ای گل من دیگر تماشا ندارد
 گردد خجل گل ز رویت ای جان این جای حاشا ندارد
 لب ها چو بر خنده می گشایی گویی بخندد سپیده
 چشم فلک همچو چشمت ای مه ستاره ای را ندیده
 بیا که در چهره ی تو جلوه ی قمر میبینم
 در سایه ی گیسوی تو شام بی سحر میبینم
 صد آرزو در دل من کشتی و پروا نکردی
 بودی طبیب دل اما این دل مداوا نکردی

 متن آهنگ وطنم

 من و تو مثل دو اقلیم جدا در دو سوی کره سرگردانیم
 من و تو مثل دو سیاره ی دور گاهی پیدا و گهی پنهانیم
 من و تو فاصله مون خیلی زیاده وطنم
 بین ما نامه رسون ابره و باده وطنم
 تو همون کوه بلندی که اگه باد و طوفان بشه بر جا میمونی
 تو دلت مثل دل شیر میمونه تو مثل پهنه ی دریا میمونی
 تویی اون گوهر یکدونه ی من که دل آزرده ز دنیا شده ای
 منه تنها چه کنم تا نبینم که تو اینقدر تک و تنها شده ای

 متن آهنگ همخونه

 از من نپرس خونم کجاست تو اون همه ویرونه
 ای هم قبیله چی بگم قبیله سرگردونه
 ما در به در از همیم همخونه ی بی خونه
 غربت ما دیار ماست خونین ترین ویرونه
 در به دری فال تو بود اما نصیب ما شد
 کودک نازاده ی ما با دست ما کفن شد
 از من نپرس درد دلم شکسته سنگ صبور
 خاطره ها ویرونه هاست قصه ها زنده به گور
 چه آرزوهایی که نمرد چه سینه هایی که نسوخت
 کسی دیگه تو اون دیار رخت عروسی ندوخت
 باور کن ای هم آواز نشکسته بال پرواز
 با هم بیا بسازیم اون خونه رو از آغاز

 متن آهنگ بارون بارونه

 بارون بارونه زمینا تر میشه گل نسا جونم کارا بهتر میشه
 گل نسا جونم تو شالیزاره برنج میکاره میترسم بچاد طاقت نداره
 بارون بارونه زمینا تر میشه گل نسا جونم کارا بهتر میشه
 دونه های بارون ببارین آرومتر گلای نارش داره میشه پرپر
 گل نسای من رو میدن به شوهر خدای مهربون تو این زمستون
 یا منو بکش یا اونو نستون یا منو بکش یا اونو نستون
 بارون میباره زمینا تر میشه گل نسا جونم کارا بهتر میشه
 گل نسا جونم غصه نداره زمستون میره پشتش بهاره

 متن آهنگ مظهر عشق

 لبات مثل اناره ازش بوسه میباره
 ببین لبای تشنه ام چقدر فاصله داره
 بیا قلبمو نشکن تو که اهل صفایی
 هم آشنا تو بودی چی شد که بی وفایی
 تو که مظهر عشقی ز خودداری حضر کن
 با اون ناز نگاهت به من گاهی نظر کن
 وقتی که هستی ماه و ستاره در نظر من جلوه نداره
 می دونی من فداتم فدای چشم سیاتم
 اگه خاکی نباشه من خاک زیر پاتم
 قسم به روی ماهت به اون چشم سیاهت
 شب و روزم و تنها نشستم چشم به راهت
 بیا مظهر عشقم به من گاهی وفا کن
 تو این قلب شکسته به دست خود دوا کن
 بیا مظهر عشقم به من گاهی وفا کن
 تو زخم قلب خسته به دست خود دوا کن

 متن آهنگ کوله بار

 کوله کوله کوله بارم رو بیار هر چی دارم توی کوله بار بذار
 دل من تنگ هوای وطن اسم ایرون بیارم پر میزنه
 من پرندم وطن من لونمه اونجا هر چی باشه بازم خونمه
 می رم اونجا به همه سربزنم خونه ها رو تک به تک در بزنم
 دوستای قدیمی رو پیدا کنم غمو از این دل تنگ رها کنم
 دل من تنگ هوای شمرونه تنگ کوچه های تنگ تهرونه
 دل من تنگ پل اصفهونه میرم اونجا تو صفای می خونه
 یا می رم مازندرون تو جنگلا دور میشم از این جفای انگلا
 لب کارون میرم آواز میخونم قدر اون هوا رو حالا می دونم

 متن آهنگ زن

 زن زیبا بود در این زمونه بلا خونه ای بی بلا هرگز نمونه ای خدا
 زن گل ماتمه خار و گل با همه زن نامهربون دشمن جونه
 دل سرای غمه غم عالم کمه خونه ی دل زنی بی زن نمونه
 بی دل و دلبرم بی سر و همسرم شاخه ی بی برم بی همزبونم
 هر که دارد گلی خونه آب و گلی منه بیدل چرا تنها بمونم
 بیدل و بی نشان آخر ای آسمان شادی روز و روزگار من کو
 مرغ پر بسته ام خسته ام خسته ام بی قرارم بگو قرار من کو

 متن آهنگ پرواز

 توی غربت بال و پر بسته شدم خودم از دست خودم خسته شدم
 روح سرگشته ی من در بنده تشنه ی دامنه ی الونده
 دیگه میخوام پرامو باز کنم بال و پر گیرم و پرواز کنم
 تا میان همه یاران قدیم سازم و با همه دمساز کنم
 من که یک عمر پر و بالم بود آفتاب آیینه ی حالم بود
 توی غربت دل من غمگینه غم غربت به خدا سنگینه
 بال و پر گیرم و پرواز کنم نغمه ی زندگی آغاز کنم
 با نوای دل و سوز دل ساز سرکنم باده به جان این آغاز
 که تو ای خاک گوهر بار وطن سند هستی ادوار کهن
 شور و سرمستی ام از باده ی توست همه ی هستی من زاده ی توست

 متن آهنگ عشق های قدیم

 دیگه از قصه ی عشق شور و غوغا نمیشه
 تو کتابا دیگه اینجور چیزا پیدا نمیشه
 هر کی گفت پیدا میشه گوش به این حرفا ندین عشقم عشقای قدیم
 آسمون بازی نکن آفتاب و مهتاب نمیخوام
 شب چش بیخواب نمیخوام روز دل بیتاب نمیخوام
 مرغ نغمه خون عشق لونه نکن باز تو دلم
 باز جاتو ننداز تو دلم باز نخون آواز تو دلم
 دل من مثل قدیما دیگه شیدا نمیشه
 واسه هیچ کس نمیره بند هیچ جا نمیشه
 هر کی گفت پیدا میشه عشق بازم پیدا میشه
 گوش به این حرفا ندین عشقم عشقای قدیم
 دیگه از رگبار عشق سیل بر پا نمیشه
 نه دیگه اشک یه عاشق دیگه دریا نمیشه
 هر کی گفت دریا میشه گوش به این حرفا ندین
 عشقم عشقای قدیم

 متن آهنگ گلی به جمالت

 نیومدی بگی چطوره حالت
 منو ببین که داشتم به دل امید وصالت
 بابا گلی به جمالت بابا گلی به جمالت
 منو کردی اسیر خط و خالت
 آخه پس چی شد اون معرفت و فهم و کمالت
 بابا گلی به جمالت بابا گلی به جمالت
 تو اینجوری نبودی چرا ترکم نمودی
 اگه منو بده کردی خجالت زده کردی
 به جونم میخرم غصه و اندوه و ملالت
 بابا گلی به جمالت بابا گلی به جمالت
 بیا منو بگیر زیر پر و بالت
 تو خوابم نمیره از سر من فکر و خیالت
 بیا که تنگ شده دلم واسه جنگ و جدالت اون قیل و قالت

 متن آهنگ دو کبوتر

 روزی من و تو ای جان همچون کبوتر ها
 سر می نهادیم با هم در بستر پرها
 پر گشاده همره مرغان خوش آواز
 گه به کوهستان و گه به صحرا و در پرواز
 چهره ی زندگی را در چشم هم میدیدم
 به شب میرسیدیم کنار هم می آرمیدیم
 نسیمی میوزید آشیانه میلرزید
 ما ز بیم جان خود بر سر هم پر میکشیدیم
 اکنون از هم رو گردانیم نه من نه تو نمیدانیم
 چه شد که آشنا گشتیم روز دگر جدا گشتیم
 هر کس دلدار مرا از من جدا کرده خدا
 تو هم بسوزانی دلش سازی ز دلدارش جدا

 متن آهنگ لالایی

 ببار ای نم نم باران زمین خشک را تر کن
 سرود زندگی سر کن دلم تنگ دلم تنگ
 بخواب بخواب ای دختر نازم به روی سینه ی بازم
 که همچون سینه ی سازم همش سنگ همش سنگ
 لالایی کن مرغک من دنیا فسانه است
 ترانه ی شبگیر این گیتار محزون
 اشک هزاران مرغک بی آشیانه است

 متن آهنگ الهه ناز

 در آسمان عشق من ستاره ای نو دمید
 چشمان افسونگر وی میدهد بر من نوید
 غنچه های مهر او بر جام جان شکفته شد
 صبح باده ی وفا در جان و دل شکفته شد
 بشنو نغمه ی ساز من گوید با تو راز من
 ای الهه ی نازم بشنو آواز من
 جادوی آن دو چشم مست عشق من افسانه کرد
 از من صبر و طاقت ربود باز مرا دیوانه کرد
 چون مرغ پرشکسته ای در دام آن فسونگرم
 گر او دارد فصد جان از خیر جان گذرم

 متن آهنگ قصه ی جدایی

 آخر ای محبوب زیبا بعد از آن دیر آشنایی
 آمدی خواندی برایم قصه ی تلخ جدایی
 مانده ام سر در گریبان بی تو در شبهای غمگین
 بی تو باشد همدم من یاد پیمانهای دیرین
 آن گل سرخی که دادی در سکوت خانه پژمرد
 آتش عشق و محبت در فضای سینه افسرد
 اکنون نشسته در نگاهم تصویر پر غرور چشمت
 یک لحظه نمیرود ز یادم چشمه های پر نور چشمت

 متن آهنگ به یاد تهران

 بی تو خاموشم در این شهر فرنگ توی غربت دل من باز شده تنگ
 کی میشه باز دوباره شب برسه تا ببینم خواب تهرون قشنگ
 یاد شهرم از دل پنهون نمیشه به خدا هیچ کجا تهرون نمیشه
 تو همه خوبی و مهری شهر شرقی نجیب
 آهنگ ظهر و غروبت تو گوشم میزنه زنگ
 آه ای شهر من شهر قشنگ صفا و مهر تو در دل نپذیرد هیچ رنگ
 یاد تو همره هر خاطره ای وقت غربت به دلم میزنه چنگ
 غزل و شعر و سرودت تو غم و شادی من به دلم میزنه هر دم آهنگ

 متن آهنگ رنگین کمان

 توی دریای چشمات دو صد رنگین کمونه
 بلم رون دل من میخواد آواز بخونه
 دو چشمات مهربونه دو ابروت سایه بونه
 زده بر قلب عاشق با یک تیر دو نشونه
 تنگ غروبه دریا چه خوبه این دریای غافل
 ما رو میبره با خود به هر جا از آغوش ساحل
 یه بوسه توی قایق دو بوسه توی دریا
 یکی از لب سرخت دو تا از رخ زیبا
 حالا موج های دریا همش رنگین کمونه
 بلم رون دل من داره آواز می خونه

 متن ترانه بی قرار

 دل بیقراره آروم نداره دل بیقراره آروم نداره
 چون کسی که دوست دارم انگشت شماره
 وفا نداره صفا نداره چون میدونه دوسش دارم هی در فراره
 شبا توی خواب میبینم میاد کنارم
 می گه به جز تو کسی رو من دوست ندارم
 رویای شیرین شبم وقتی میمیره
 تا منه عاشق تو بیداری پا میزارم
 قصه ی عشق و عاشقی توی کتابه
 مثل یه دریا میمونه اما سرابه
 حالا که من عاشق شدم تو این زمونه
 تموم نقشه های من نقش بر آبه

 متن آهنگ نمی شه کاریش کرد

 به دلم اثر گذاشتی نمیشه کاریش کرد
 عشق و بی ثمر گذاشتی نمیشه کاریش کرد
 دیگه نمیشه کاریش کرد
 تا که دیدی من اسیرم واسه تو میمیرم
 منو پشت در گذاشتی نمیشه کاریش کرد
 یادمه گفتی به من دنیا نامهربونه
 کسی عاشق نمیشه تو این دور و زمونه
 تا دیدی عاشقتم یه عاشق نمونه
 به دلم پشت پا زدی بدون هیچ بهونه
 دلم چه خون از این زمونه خدا میدونه
 با دل من چه کردی تو منو بازیچه کردی
 با دل من چه کردی تو منو دیوونه کردی

 متن آهنگ شاه دوماد

 خنچه بیارید لاله بکارید خنده برآرید میره به حجله شاه دوماد
 بعله برونه گل میتکونه دسته به دسته دونه به دونه شاه دوماد
 چه قشنگه موی بافتش چه بلنده تازه عروس
 چه قشنگه چه خوش رنگه همه رنگه مثل طاووس
 خوش به حال شاه دوماد
 دف بزنید و شادی کنید نیت به دومادی کنید
 دست بزنید و شادی کنید نیت به دومادی کنید
 رو جهازش خنده ی نازش سینه ی بازش مرمریه
 همه دوره آینه و شمعدون پرده ی ایوون کرکریه
 خنچه بیارید شادان لاله بکارید خندان
 دوماد کجاییه دستاش حناییه عشقش خداییه گل به سره
 زلفاش گلابتون لپاش مثال خون خوش قول و مهربون شاه دوماد

 متن آهنگ مرد سرگردان

 مرد سرگردان این شهرم همدمی گمگشته را جویم
 قصه ها دارد دل تنگم بشنو امشب قصه می گویم
 یک شب از شبهای تابستان ناشناسی از سفر آمد
 با نگاه پر غرور خود آتش را در دست جانم زد
 دور از آن دنیای تاریکی ما دو مرغ همسفر بودیم
 غافل از اندیشه ی فردا روز و شب با هم به در بودیم
 یک شب بارانی پاییز آسمون رنگ جدایی زد
 او سفر کرد از دیار من پا به عشق و آشنایی زد
 مانده ام تنها و سرگردان او نشان از من نمی گیرد
 رفته ام از یاد او اما یاد او در من نمی میرد

 متن آهنگ دلبر

 می خواد این دل عشق و بندگی کنه پا به پای لحظه زندگی کنه
 دل من با غصه درگیر نمیشه مو سپیده اما دلگیر نمی شه
 هنوزم دل هوس دلبر جونی میکنه نمیدونم چرا احساس جوونی می کنه
 من و زندگی با هم دوتایی سازش می کنیم
 سرنوشت هر چی نوشت اونو ستایش می کنیم
 وقتی با گذشت عمر لحظه هامون پرپر می شه
 به یه چشم به هم زدن آتیشا خاکستر می شه
 بیا به مهربونی عادت بکنیم تا می تونیم بهم محبت بکنیم

 متن آهنگ خدانگهدار

 گل خزان ندیده بهار نو رسیده
 کنون که میروی زین گلزار خدا تو را نگهدار
 بود طنین آوای تو کنون به گوشم ای یار
 پیام من تو بشنو خدا تو را نگهدار
 دو چشم من به ره باشد در آرزوی دیدار
 مسافر عزیزم تو هم به یاد من باش
 جدایی و فراموشی نبینم از تو ای کاش
 نباشدم به جز مهرت هوای دیگری در سر
 برو خدا به همراهت تو ای ز جان گرامی تر

 متن آهنگ به خاطر تو

 دیدی ای تنها امیدم آنچه که گفتی شنیدم
 با خیال خاطر تو از همه کس دل بریدم
 دیدی ای آرام جانم تا کنون وصلت ندیدم
 گر به من مهری نداری میدهی از چه نویدم

 یا وفا کن یا جوابم کن بعد از این کمتر عتابم کن
 سر خوش و مست از شرابم کن همچو دوران گذشته
 تا به کی در فکر شو رو شر تا به کی در فکر سیم و زر
 لحظه ای در خاطرت آور عهد و پیمان گذشته
 ای امید زندگانی تا به کی نامهربانی
 گو چه کردم من که دیگر قدر عشقم را ندانی

 متن آهنگ زیر باران

 ریزش باران بر سر لانه چون دلم کرده ویران خانه و آشیانه
 دیگر این لانه گشته ویرانه زان یادگار عشقم مانده بر جا فسانه
 باد و بارن هم برکند از جان آشیان من به چه بی پروا
 مرغک زیبا برنگرد اینجا میبرد طوفان آشیان ما
 می زدم بر سر سیلی از باران آشیان خرابم مانده در دست طوفان
 جان من خسته راه من بسته بال و پرم شکسته دل ز غمها پریشان
 ای هم آشیان حال من بدان سوی من نیا در سفر بمان
 کرده طوفانها قصد جان من مانده دست من آشیان من

 متن آهنگ سلطان عشق

 این حال و هوا ساز و نوا از دل تازه است
 این همهمه ها زمزمه ها از دل تازه است
 این عطر گل و چتر گل و چشمه ی رویا
 این بوی وفا جوی صفا از دل تازه است
 از راه رسیده این دل تازه اون دل زدناش چه دلنوازه
 این تازه نفس چکیده ی عشق میخونه واسم قصیده ی عشق
 باز این دل نو ترانه سازه هر نغمه رو با جون مینوازه
 این دل نو رسیده عاشقه عاشقونه
 عزیز تازه وارد آومده تا بمونه
 تو بزم پر شور تو هلهله ساز آومده
 به پیش سلطان عشق مست نیاز آومده

 متن آهنگ شکوفه ها

 شکوفه میرقصد از باد بهاری شده سرتاسر دشت سبز و گلناری
 شکوفه های بیقرار روز آفتابی به صبا بوسه دهند با لب سرخابی
 ای شکوفه خنده ی تو جلوه ها دارد آن روی زیبا نظری سوی ما دارد
 دلداده بلبل دارد سخن ها آراید از دشت و چمن ساز سخنها
 پروانه در دشت طرب آمده تنها
 باد بهاری با بی قراری شکوفه پرپر کند و لاله پریشان
 به هر طرف دست صبا دشت گل افشان
 شکوفه میرقصد گل بهاری شده سرتاسر دشت سبز و گلناری
 عطر جان پرور گل میبرد هوشم نغمه ی مرغ چمن کرده خاموشم

 متن آهنگ بی وفا

 بی وفا آی بی وفا دگر سراغ ما نمی آیی چرا
 هر زمان در وعده ی امروز و فردایی چرا
 سخت خود را در دلم جا کرده ای اما بگو
 گر دلت جای دگر بند است اینجایی چرا
 دفتر شعر مرا بهر که از بر کرده ای
 عاشقی تو پس بگویم گاه شیدایی چرا
 روز اگه از چشم من خود را تو پنهان میکنی
 شب به رویاهای من تا صبح پیدایی چرا
 شب شبه شعر است و شور و شادی و شمع و چراغ
 جمع ما جمع است و تنهای تنهایی چرا

 متن آهنگ گریه ی ابر

 ز دریای کبود ابر سیاهی سحر شد بر فلک چون دود آبی
 ز دریاها به صحراها گذر کرد به هر باغ و هر گلشن نظر کرد
 گلی پژمرده دید و سر فکنده گرفته در رخش غم جای خنده
 شده از تشنگی سوزان و کوشد مگر از جان ابر آبی بنوشد
 چنان آشفته شد آن ابر و بیتاب که شد از گریه سرتاپای او آب
 ز بالا سوی پایین شد روانه به گل جان داد و خود رفت از میانه
 تو همچون آن گلی ای جان فدایت من آن ابرم که جان ریزم به پایت

 متن آهنگ مرا ببوس

 مرا ببوس مرا ببوس برای آخرین بار
 تو را خدا نگهدار که میروم به سوی سرنوشت
 بهار من گذشته گذشته ها گذشته منم به جستجوی سرنوشت
 در میان طوفان همپیمان با قایقرانها گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها
 به نیمه شب ها دارم با یاران پیمانها که برفروزم آتشها در کوهستانها
 شب سیه سفر کند ز تیر ره گذر کند
 نگه کن ای گل من سرشک غم به دامن برای من میفکن
 دختر زیبا امشب بر تو مهمانم در پیش تو میمانم تا لب بگذاری بر لب من
 دختر زیبا آن برق نگاه تو اشک بی گناه تو روشن سازد امشب من

 متن آهنگ قصه ی عشق

 ببین که منو تو کجا رسیدیم که بازی کلام نقشی نداره
 هم آغوشی چشمای منو تو برای حرف زدن جا نمی زاره
 ببین که منو تو کجا رسیدیم که ساعتها هر دو ساکت می نشینیم
 توی چشمون شاعر مسلک هم هزاران حرف پر معنی می بینیم
 ببین که منو تو کجا رسیدیم که عشق ما تو این دنیا نمونه است
 دیگه افسانه ی لیلی و مجنون پیش عشق منو تو بچه گونه است
 دیگه مثل مترسک تک و تنها حرف دلتنگیمو به باد نمی گم
 دیگه از تنها موندن با کلاغا هزاران قصه با فریاد نمی گم
 دیگه خواب رهایی نمیبینم که عشق تو رهایی رو به من داد
 منو از کنج زندونم رها کرد کجا بودم چه جایی رو به من داد

 اگه روزی میون این بیابون تک افتاده ترین ویرونه بودم
 حالا آبادتر از یک قصر خورشید افق ها رو پوشونده تار و پودم
 دیگه دارم کسی رو که شب و روز واسه رسیدنم چشم انتظاره
 به شوق دیدن دوباره ی من تموم لحظه ها رو می شماره

 متن آهنگ چرا نمی رقصی

 قدو بالای تو رعنا رو بنازم نو گل باغ تمنا رو بنازم
 تو که با عشوه گری از همه دل میبری
 منو شیدا میکنی چرا نمیرقصی
 تو که با موی طلا برو بالای بلا
 فتنه بر پا میکنی چرا نمیرقصی
 ای سبک رقص بلا تو مکن ناز و بیا
 تو که در رقص طرب شعبده بازی
 ای گل عشق و صفا مرو از محفل ما
 تو که شاداب تر از هر گل نازی
 چو برقصی تو فریبا ببری از دل من تاب و توانم
 چو خرامی ز تمنا فکنی برق هوس بر دل و جانم
 ز نگاهم چو گریزی تو پریزاده مگر خواب و خیالی
 چه شود گر بخرامی تو که شیرین تر از امید وصالی

 متن آهنگ تنهایی

 من از تنهایی اشباعم لبریزم
 غروبی سرد و غمگینم پاییزم
 دلم دل نیست دریا نیست مرداب است
 که موجی هم سراغش را نمی گیرد
 که نوری هم به رخسارش نمی تابد
 نه شوق زیستن دارد نه میمیرد
 تو ای دریا مرا در خویش پنهان کن
 به موجی آب مرا امروز مهمان کن
 دلم دل نیست دریا نیست مرداب است
 مرا چون موج دریایی خروشان کن
 تو ای همسایه در من زندگی سازی برایم مثل آغازی
 یکی در گوش من انگار میگوید گلی امروز در مرداب می روید

 متن آهنگ عشق ابدی

 یک عمر با چه زحمت عشقت به دل سپردم
 اسرار عشقمونو هرگز جایی نبردم
 شاید دوباره روزی دست تو رو بگیرم
 تا مرگ با تو باشم کنار تو بمونم بمونم تا بمیرم
 می دونم رفتن تو فقط گناه من بود
 تو هم خبر نداشتی سدی تو راه من بود
 با رفتن تو من هم چون خونه گم کرده ای
 مثل پرنده های آشیونه گم کرده ای
 از دوستان و یاران از زندگی بریدم
 از شاخه ای به شاخه هراسان پریدم
 حالا برگشته ای حلال مشکلم شو
 مثل روزای قدیم همدم و همدلم شو
 بگذار تا ببندیم عهد و وفای دیگر
 این بار زندگیمون داره صفای دیگر
 بیا ما تا ابد دست همو بگیریم
 با هم زنده باشم کنار هم بمونیم بمونیم تا بمیریم

 متن آهنگ سوگند

 بر تو آن خاطر آسوده سوگند
 بر تو ای چشم گنه آلوده سوگند
 بر آن لبخند جادویی بر آن سیمای روشن
 کز چشمان تو افتاده آتش بر هستی من
 عمری هر شب در رهگذارت
 ماندم چشم انتظارت شاید یک شب بیایی
 در یاد تنهای تنها بگذشته بی تو شبها در حسرت و جدایی
 عاشقی گم کرده ره بی آشیانم
 مانده بر جا آتشی از کاروانم
 زین پس محزون و خاموشم عشقت خاکسترم کرد
 در دست باد پاییزی نشکفته پر پرم کرد

 متن آهنگ مست و خراب

 امشب شده ام خراب دوباره ساقی بده من شراب دوباره
 این دنیای بی وفای امروز بی جام شراب صفا نداره بی جام شراب صفا نداره
 بده شراب نابم بکن مست و خرابم زدم به سیم آخر که مخلص شرابم
 من مستم و بی قرارم امشب از هر چه غم فرارم امشب
 این دل دوباره بهونه کرده تو میخونه هام روونه کرده
 اون عشق و صفای خوب دیروز بازم تو دلم جوونه کرده
 من قولم و میشکونم امشب ساقی پیش تو میمونم امشب
 با درد دلم تو آشنایی تا صبح واسه تو میخونم امشب
 امشب دیگه کله پا شدم من از دست دلم رها شدم من
 تو دنیای پر جفای امروز همصحبت با وفا شدم من
 من عاشقتم مستی و راستی تنها به تو مبتلا شدم من

 متن آهنگ آوازه خوان

 من همان آوازه خوان مردم پاکم هنوز
 گر چه مشهور جهان خوانی مرا خاکم هنوز
 قصه ها دارم از آن شبهای شیرین شما
 قصه ها از ظلمت روزهای غمگین شما
 قصه ی سقای پیر بی ریای میکده
 یا گمشده ای از پا فتاده می زده
 این منم تنها رفیق آشنای هر زمان
 هر که بودم هر چه هستم با تو هستم بی گمان
 همنشین با وفای من تویی غمگسار این نوای من تویی
 یادگار خاطرات خوب من آشنای این صدای من تویی
 گریه کردی گریه ات را من به آهنگی سرودم
 خنده کردی شاد خواندم با تمامی وجودم
 هر چه کردی از محبت هر چه کردی از وفا
 همچو گل بر سر نهادم قدر دانستم ستودم

 متن آهنگ بردی از یادم

 بردی از یادم دادی بر بادم با یادت شادم
 دل به تو دادم در دام افتادم از غم آزادم
 دل به تو دادم فتادم به غم ای گل بر اشک خونینم بخند
 سوزم از سوز نگاهت هنوز چشم من باشد به راهت هنوز
 چه شد آن هم پیمان که ازآن لب خندان
 بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن
 کی آیی به برم ای شمع سحرم
 در بزمم نفسی بنشین تاج سرم تا از جان گذرم
 پا به سرم نه جان به تنم ده
 چون به سر آمد عمر بی ثمرم نشسته بر دل غبار غم
 زان که من در دیار غم گشته ام غمگسار غم
 امید اهل وفا تویی رفته راه خطا تویی آفت جان ما تویی

 متن آهنگ مهتاب

 مهتاب ای مونس عاشقان روشنایی آسمان
 مهتاب ای چراغ آسمان روشنی بخش جهان کو ماهم
 نزدت چه شبها با او در آنجا بودیم
 فارغ ز دنیا لبها به لبها بودیم
 با یکدگر ما پیش تو تنها بودیم
 مفتون و شیدا غرق تماشا بودیم
 مهتاب امشب که پیش تو ام
 او رفته و من مانده ام آه
 افسوس رفت و آن دوران گذشت
 سر نهم بر کوه و دشت از هجرش

 متن آهنگ ستاره

 ستاره امشب کسی ندیده مگر ستاره کجا رمیده
 مه آرمیده رنگش پریده ابر سیه را به سر کشیده
 چشمان ابر سیه پر آبه میخواد بباره دلش خرابه
 کو یک ستاره در آسمونم بختم سیاهه خودم میدونم
 بنال ای نی بنال امشب ز آوای جدایی
 بگو با یار بی مهرم که دور از ما چرایی
 رویم ای دل به دنیایی که رنگ غم ندیده
 به دنیایی که رنگ حسرت و ماتم ندیده



مطالب پونه مقیمی
پونه مقیمی

ابر برچسب ها