تبلیغات
محفل ادبی گلستان|ادبیات و روانشناسی - به بیست سال پیش فکر میکنم و سالهای سختی که

محفل ادبی گلستان|ادبیات و روانشناسی

ادبیات روانشناسی

نوشته های تازه

تنهایی دره یا قله ، فرامرز فرحمهر

من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را حس کنم، تنهایی مانند شبحی همراهم بود، گاهی با شیطنت های کودکانه به شانه ام می زد و پشت درخت های انار پنهان می شد! و گاهی کفش هایم را هم پنهان می کرد تا از خانه بیرون نروم و کنارش

تنهایی ، فرامرز فرحمهر

بمانم ، من تنهاتر از آن بودم که تنهایی را درک کنم! به مرغ هایم غذا می دادم، با سگ هایم حرف می زدم و گربه هایم را به آغوش می کشیدم، با توپ پلاستیکی دولایه ام، به دیوار شوت می زدم و با چرخم، تمام سر پایینی های محل را، طی می کردم و می خوردم زمین، پوست پاهایم می رفت تنهایی بغلم

ادامه ...
گفتگو با آدمی درونی ، پونه مقیمی

اگر میتوانستم تو را از غمها دور نگه میداشتم و کاری میکردم که هیچگاه اشک از چشمانت سرازیر نشود مگر برای خنده های بدون وقفه، اگر میتوانستم تو را از سختی ها دور نگه میداشتم و دنیا را همیشه به کامت میگرداندم ، اگر میتوانستم کاری میکردم

اگر میتوانستم ، پونه مقیمی

که هیچگاه ناامید نشوی، اگر میتوانیتم خیلی کارها برایت میکردم، اما نمیتوانم. من نمیتوانم دنیا و قوانین دنیا را تغییر دهم، نمیتوانم کاری کنم که پیر نشوی، که طرد نشوی، که اشتباه نکنی که آسیب نبینی! من هیچگاه نمیتوانم، شبیه یک احمق با تو برخورد کنم و به تو بگویم همه چیز درست میشود من نمیتوانم

ادامه ...
جنگ یا پذیرش، خودتان انتخاب کنید

ما به دنیا نیامده ایم که با آدم ها در رابطه هایمان بجنگیم، ما به دنیا آمده ایم که آدم ها را با تمام نقض هایشان بپذیریم! دنیا محل جنگ نیست، محل پذیرش است! پذیرش تفاوت ها و نقص ها! و گاهی این پذیرش انقدر سخت میشود که بسیاری از آدم

جنگ یا پذیرش

ها ترجیح میدهند بجنگند، تا مجبور به تحمل پذیرش نشوند. به هر حال در بسیاری از ما خشمگین بودن راحت ترین راه حل است، چون در خشم خیلی لازم نیست چیزی را بپذیریم و در حمله کردن خیلی لازم نیست منطقی به نظر برسیم ، تکرار میکنم، چون در خشم خیلی لازم نیست چیزی را بپذیریم

ادامه ...
 به بیست سال پیش فکر میکنم به بیست سال پیش فکر میکنم
و سالهای سختی که از همان سن شروع شد.
از همان حدود نه سالگی.
سالهای سخِت اضطراب و انتظار.

سالهای سختِ درد و اندوه.
به تمام مسیری که آمده‌ام نگاه میکنم
تمام مسیر تا به امروز، به عبورم نگاه میکنم.
عبور از دردها و اضطراب‌ها.
چه عبور پرماجرایی.

چقدر تقلا کردم تغییر دهم و دردها را قبول نکنم.
و بعد جایی تصمیم گرفتم اعتماد کنم به زندگی
و اجازه دهم کارش را انجام دهد
و بیشتر نگاهش کنم و ببینم
هر اتفاق برای من چه کشفی دارد.

از جایی در مسیر زندگی‌ام تصمیم گرفتم
تمام اتفاق ها را فرصتی برای پیدا کردنِ
بخش‌های گمشده‌ی درونم بدانم.

از همان روز آدمها همه آیینه‌هایی
برای دیدنِ ضعف‌هایم شدند نه دشمنانی به قصد تخریب.
از همان زمان رابطه‌ها و از دست دادن‌ها و پذیرشِ دردها
همچون فانوس‌هایی کوچک شدند که
مسیرِ پیدا کردنِ درونم را روشن تر کردند.

این یک تصمیم شخصی بود
و البته یک دیدگاه شخصی نسبت به دنیا و اتفاقات و دردهایش.
زندگی هیچگاه آسان بر من نگذشت.
و همچنان هم آسان نمیگذرد
و من فکر میکنم زندگی بر هیچ‌کس آسان نمیگیرد.
در نهایت هر شخص با دردهایی مواجه میشود که
برای خودش بسیار عمیق اند.
و من تصمیم گرفتم خودم معنای دردهایم را بیابم!

در زندگیِ من، دردها، روشن کننده‌ی راهی شدند که
منتهی شد به پیدا کردنِ درونم!
دردها، آموزگارانی شدند که صبر و پذیرشِ ناپایداری را به من آموختند.

دردها به من یاد دادند که چطور تنها باشم و بزرگ شوم.
انقدر بزرگ که بتوانم دوام بیاورم که آدمها را مقصر ندانم.
غر نزنم و درمانده نشوم و مسئولیت خودم را قبول کنم
و در هر شرایطی رشد و کشف و جلو رفتن را متوقف نکنم.

سالها بعد از نه سالگی، دیگر خبری از آن پونه‌ای که مدام دعا میکرد
نجات دهنده‌ای از راه برسد و اتفاق ها را تغییر دهد، نبود!
سالها بعد من درد داشتم، درست شبیه به کودکی‌ام
اما دیگر منتظر و درمانده نبودم.
دردها کم نشد اما آگاهی به آن معنا داد و تحملش را آسان‌تر کرد

روزها و سالها گذشت.
هیچ تحویلِ سالی گذشته را تغییر نداد.
هیچ سالِ نویی، اندوه را کم نکرد اما اتفاق دیگری افتاد.
با هر تحویل سال بیشتر به زندگی اعتماد کردم
و هر سال بیشتر سکوت کردم و بیشتر درونم را پیدا کردم.
هر سالِ نو بیشتر مسیرم را فهمیدم
و بیشتر به ناپایداریِ دنیا دل دادم.

اکنون، ناپایداری دنیا و البته آدمها و رابطه‌ها، بزرگترین استادانم هستند.
نمیدانم سرنوشت وجود دارد یا همه‌ی اتفاقات تصادف است.
شاید هم هر دو با هم وجود دارند. کنجکاو هم نیستم که بدانم!
فقط میدانم، اگر هر اتفاق و درد فرصتی باشد
برای پیدا کردنِ ضعف‌های خودمان، زندگی به شدت جذاب میشود.

شبیه به یک پازلِ عمیق با فرصتی محدود که مهم این است
در انتها چقدر از خودت را پیدا کرده باشی.
همین پازل ما را بر روی خودمان متمرکز خواهد کرد نه بر تفسیرِ دیگران
ملال زندگیِ روزمره را کم خواهد کرد
تحمل ما را بیشتر خواهد کرد و به ما درک کردنِ عمیق را خواهد آموخت.

اگر ما انسانها معنا و بصیرتمان را به اتفاقات تغییر دهیم
انگاه تمام دردهای زندگی تبدیل به تجربه‌هایی ارزشمند میشوند که
ما را در اکنون تبدیل به آدمی غنی‌تر، عمیق‌تر و آرام‌تر میکند.

به همان اندازه که میتوانیم با پوچی و ناامیدی
به جریان زندگی و اتفاق‌هایش نگاه کنیم
به همان اندازه هم میتوانیم به آن معنا ببخشیم.
این یک انتخاب است که به زندگی شبیه به مسیری
برای رشد و پیدا کردن خودمان نگاه کنیم
یا شبیه به اتفاقی که در آن گیر کرده ایم و مجبور به تحمل اش هستیم.

متن : پونه مقیمی
  • ارسال شده توسط: مدیریت
  • ارسال شده در تاریخ: یکشنبه 24 تیر 1397
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
قوانین ازسال نظر
در زمینه‌ی انتشار نظرات ، رعایت چند مورد ضروری است:
1 - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2 - مدیریت مجاز است نظرات تبلیغاتی را بدون ذکر دلیل حذف نماید .
3 - نظرات حاوی درخواست تبادل لینک و بنر و سوالات شخصی پاسخ داده نمی شود .
4 - نظرات حاوی مطالب کذب ، توهین یا بی‌ احترامی منتشر نمی شود .
5 - نظرات پس از تأیید مدیر کل منتشر می‌شود.
6 - مسئولیت آثار منتشر شده با مولفان می باشد اگر با پستی مخالف بودید با ما بحث نکنید.
امیر گفته :
موندم همه دلشان به حال بچّه های خیابانی، گل فروش ها، فال فروش ها و ... می سوزد امّا هیچ کس کاری برای آن ها نمی کند. دلسوزی خشک و خالی، اشک های این بچّه ها را پاک نخواهد کرد. وبلاگ پرمایه ای دارید.
پاسخ نگار : حقیقتُ گفتی امیر جان حرف زدن آسونه و تنها کاریه که ماها راحت انجام می دیم مرسی
مربوط به مطلب:شعر کودک گل فروش
میثم استوار گفته :
سلام . اول چند تا غلط های املایی رو بگم بعدش ..... کارتن . کزت . ممنون اگه تصحیح کنی . فکر کردن خوبه و گفتن زیبا تر ولی حرفی رو که بزنی و عمل نکنی . شعار میشه و این حرف زدن ها جالب نیست . از خودت شروع کن ببین تو چیکار کردی ؟ خودم رو میگم ی گوشه نشستم و کاری ندارم به هیچی ولی تو که حرف میزنی . مسیول هستی که انجام بدی ..... . بچه ها همه در یک تاریخ و زمان هستند و هیچ تفاوتی ندارند این ما هستیم که همه را تقسیم می کنیم .
پاسخ آناهیتا مقیمیان : سلام از غلط املایی هات ممنون بله هر کسی حرفی می زنه باید بهش عمل کنه . از اینکه گفتی بچه ها در یک تاریخ و زمان هستند منظورتُ نفهمیدم.خودتونو می گین یا کودکان مثلا دهه 70 یا 80 اگر فکرمی کنی کودکان مثل هم هستند که سخت در اشتباهی. شرایط جامعه روی تربیت کودکان اثر زیادی دارد . که یکیش همین کتاب و کارتن ها و فقر و مشکلات اجتماعی و غیره. حتی روی مذهبی بودن یا نبودنشان و روی تفکرواعتقاداتشان و حتی می تواند روی هوش استعداد هم تاثیر گذار باشد. مثلا در دورانهایی از تاریخ را که بررسی کنی بر اساس تغیرات جغرافیایی قد هوش استعداد ها گرایش اقشار اندیشمند به سبک و سیاقی خاص و هر چه که فکر کنی تاثیر گذار بوده است. در مورد این نوشته هم منظور به اشخاص خاصی نبوده و نخواستم بدی یا خوبی قشری را شخصی رابگم.فقط قیاس دو دهه زمانی از لحاظ کارتن ها بوده است.
مربوط به مطلب:مفاهیم کارتن های قدیمی
امیر نقی نژاد گفته :
کلاغه به خونه ش برسه یا بین راه سقط بشه و رسیدنی تو کارش نباشه، مهم نیست. مهم قصّه ای ست که برامون نوشتن. قصّه ای با اوّل و آخر نامعلوم. قصّه ای گنگ و به هم ریخته. تو رو خدا کلاغ ملاغا رو بی خیال شین، مارو از این قصّه ی بی سروته زندگی خلاص کنین
پاسخ نگار : جالب نوشتی امیر جان.بسیار عالی. دقیقا همینه قصه بی سر و تهی که اگه همه کلاغا هم به خونشون برسن پایانی نداره
مربوط به مطلب:قصه من هم به سر رسید
مطالب پونه مقیمی
پونه مقیمی

ابر برچسب ها

جملات زیبا   متن پر معنی جدید   طالع بینی   هاوانا بیروت آبادان   اشعار سهراب سپهری   متن ترانه های خوانندگان   عاشقانه ترین شعرها   دلنوشته های زیبا   متن های فوق العاده زیبای ادبی   عاشقانه های زیبا   بهترین شعرهای عاشقانه   شعر زیبا   روانشناسی رابطه ها   فرامرز فرحمهر   اشعار فروغ فرخزاد   احمد شاملو   روانشناسی رنگ ها   پونه مقیمی   زندگی   غزل معاصر   غزلیات حافظ   متن ترانه های قدیمی   متن های عارفانه   متن های پر محتوا   جملات فلسفی و عرفانی   متن ترانه های داریوش   اشعار عاشقانه   عارفان بزرگ   عارفانه ترین جملات   شعرهای سپید   خودشناسی   متن های عاشقانه   اشعار جدید   اشعار شاهنامه   عشق   متن خاص و ناب   شعر فوق العاده زیبا   متن های خودکاوی   علی نیاکوئی لنگرودی   متن ترانه های فارسی   روانشناسی   متن زیبا برای زندگی   googoosh   داستان های کوتاه   شعرهای معاصر   تنهایی   کتاب هوای تازه   شعر عاشقانه زیبا   شعر   عارفانه های زیبا